تبليغاتX
بچه های گل بروجرد - قروقاطی...

بچه های گل بروجرد

سلام.من تران هستم البته اگه چیزی یادتون مونده باشه.همونطور که گفته بودم خیلی وقته می خوام آپ کنم ،اما فرصت نمی شد.کلی حرف داشتم بزنم که هنوزم حوصله ی گفتنشون و ندارم.الان داشتم تو وب همینطوری می گشتم، اتفاقی به این متنا برخوردم خوشم اومد که بنویسمشون اگه مشکلی نیست از نظر شما.راستی امیدوارم همگی حالتون خوب باشه ما که بی خبریم از شما،از مدیر محترمه گرفته تا سیما جون که بعد از خودم کوچکترین عضو این وب می شه.خو دیه ایجور...

 

معني عشق از ديد كودكان:

 

گروه متخصص و محققي در يك تحقيق سوالي را از گروهي كودك خردسال پرسيده بودند كه پاسخ هايي كه بچه ها دادند عميق تر و متفكرانه تر از تصورات بود .

سوال اين بود :

معني عشق چيست ؟

  • بيلي 4 ساله : وقتي كسي شما را دوست داره اسم شما را متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما را صدا مي كنه احساس مي كني كه اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده.
  • ربكا 8 ساله : مادربزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هايش رو لاك بزنه . پدربزرگم هميشه اين كار را برايش مي كنه حتي حالا كه دستهاش آرتروز گرفتن .. اين عشقه.
  • كريستي 6 ساله : عشق وقتيه كه شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون را مي ديد به دوستتون بدون اينكه از اون انتظار داشته باشيد كه كمي از غذاي خودش را به شما بده.
  • دني 7 ساله : عشق يعني وقتي كه مامانم براي بابام قهوه درست مي كنه و قبل از اينكه بهش بده امتحانش مي كنه تا مطمئن بشه كه طعمش خوبه.
  • تري 4 ساله : عشق اون چيزي است كه لبخند را وقتي خسته اي به لبت مي آره.
  • اميلي 8 ساله : عشق وقتيه كه شما همش همديگر را مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد . مامان و باباي من دقيقا اينجوريند.
  • بابي 7 ساله : عشق همان باز كردن كادوهاي كريسمسه به شرطي كه يه لحظه دست نگه  داري و فقط گوش كني.
  • نيكا 7 ساله : اگر مي خواهي دوست داشتن را بهتر ياد بگيري بايد از كسي كه بيشتر از همه ازش متنفري شروع كني.
  • تامي 6 ساله : عشق مثل يه پيرزن و يه پيرمرد كوچولو مي مونه كه هنوز با هم دوست هستند حتي بعد از اينكه همديگر را خيلي خوب مي شناسند.
  • نوئل 7 ساله : عشق اون موقع است كه تو به پسره مي گي از تي شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز مي پوشتش.
  • كيندي 8 ساله : موقع تكنوازي پيانو من تنهايي روي سن بودم و خيلي هم ترسيده بودم . به تمام مردمي كه من را نگاه مي كردند نگاه كردم و بابام را ديدم كه وول مي خوره و لبخند مي زنه . اون تنها كسي بود كه اين كار را مي كرد . من ديگه نترسيدم.
  • كلر 6 ساله : مامانم من را بيشتر از هر كس ديگه اي دوست داره چون هيچ كس ديگه اي شبها منو نمي بوسه تا خوابم ببره.
  • الين 5 ساله : عشق اون موقعي است كه مامان بهترين تيكه مرغ را ميده به بابا.
  • كريس 7 ساله : عشق اون موقعي است كه مامان ، بابا را خندان مي بينه و بهش مي گه كه هنوز از رابرت ردفورد خوش تيپ تره.
  • مري آن 4 ساله : عشق وقتيه كه سگت مي پره بغلت و صورتت را ليس مي زنه حتي اگه تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشي .

پسر بچه 4 ساله اي همسايه ديوار به ديوار يك آقاي مسن بود. اين آقا همسرش را از دست داده بود . پسر بچه وقتي پيرمرد را تنها در حال گريه كردن مي بيند به حياط خانه پيرمرد وارد مي شود و مي پرد بغل پيرمرد و همانجا مي ماند . وقتي مادرش ازش مي پرسد كه چه كار مي كردي ؟ ميگويد : هيچي من فقط كمكش كردم تا راحت تر گريه كند."

 راستي از نظر شما عشق يعني چه ؟

 .................................................................................................................................

 

"دوست داشتن. "


دوست داشتن را مي شناختم. شايد نيز فكر مي كردم كه مي شناسم. آري فكر ميكردم كه دوست داشتن را مي شناسم. من حتي نوشتن آن را نيز بلد نبودم.
من نميدانستم. دوست داشتن را بايد جور ديگر نوشت. دوست داشتن را بايد با ((دال)) دوست نوشت. بايد در آن از ((واو)) واحد بودن استفاده كرد.من نميدانستم كه ((سين)) سرنوشت در آن به كار رفته. من ((ت)) تحمل را هنوز ياد نگرفته بودم. من نميدانستم ((دال)) ديگري به نام ((دال)) دنيا نيز وجود دارد. من هنوز به درس((الف)) التماس نرسيده بودم. من ((شين)) شادي را با ((شين)) شك اشتباه گرفته بودم. من ((ت)) را در تنهايي خلاصه ميكردم و تنها چيزي كه از ((نون))بلد بودم ؛ ناز كردن بود.


آري من دوست داشتن را با الفباي زندگي نوشته بودم.

 

 

نامه ی یه آقا پسر کوچولو به نامزد محترمشون....ناز شصتت،ترکوندی!!

 

 

هر وقت من یک کار خوب می‌کنم مامانم به من می‌گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می‌گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می‌کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود، چون بابایمان همیشه می‌گوید مشکلات انسان را آدم می‌کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می‌خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می‌گوید این ساناز از تو بیش تر هالیش می‌شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم‌های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم‌های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی‌خواهد و دایی مختار هم از زندان در می‌آید.

من تا حالا کلی سکه جم کرده‌ام و می‌خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه‌اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی‌کند. همین خرج‌های ازافی باعث می‌شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می‌گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده‌ایم که بجای شام عروسی چیپس خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می‌خوری خش خش هم می‌کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می‌شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می‌گفت چون رهم و اجاره بالاست آن ها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می‌خواست برود بالا! حتمن از زیر زمین می‌ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می‌ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می‌کند بعد آشتی می‌کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می‌کند بعد خانومش می‌رود دادگاه شکایت می‌کند بعد می‌آیند دایی مختار را می‌برند زندان! البته زندان آدم را مرد می‌کند. عزدواج هم آدم را مرد می‌کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!

 

اینم دوستاشتن خارنجکیا به زبونای مختلفشون.من که چیزی حالیم نشد، گویا فقط همشون می گن: "دوسُِت دارم"

 

1 Indian English - 143
2 English - I love you
3 Afrikaans - Ek het jou life
4 Albanian - Te dua
5 Arabic - Ana behibak (to male)
6 Arabic - Ana behibek (to female)
7 Armenian - Yes kez sirumen
8 Bambara - M'bi few
9 Bangla - Aamee tuma ke bhalo aashi
10 Belarusian - Ya tabe kahayu
11 Bisaya - Nahigugma ako kanimo
12 Bulgarian - Obicham te
13 Cambodian - Soro lahn nhee ah
14 Cantonese Chinese - Ngo oiy ney a
15 Catalan - T'estimo
16 Cheyenne - Ne mohotatse
17 Chichewa - Ndimakukonda
18 Corsican - It tengu caru (to male)
19 Creol - Mi aime jou
20 Croatian - Volim te
21 Czech - Miluji te
22 Danish - Jeg Elsker Dig
23 Dutch - I hou van jou
24 Esperanto - Mi amas vin
25 Estonian - Ma armastan sind
26 Ethiopian - Afgreki'
27 Faroese - E.g. Elski teg
28 Farsi - Doset daram
29 Filipino - Mahal Kita
30 Finnish - Mina rakastan sinua
31 French - Je t'aime, Je t'adore
32 Gaelic - At gra agam ort
33 Georgian - Mikvarhar
34 German - Ich liebe dich
35 Greek - S'agapo
36 Gujarati - Hu tane prem karoo chhoo
37 Hiligaynon - Palangga ko ikaw
38 Hawaiian - Aloha wau IA OI
39 Hebrew - Ani ohev otah (to female)
40 Hebrew - Ani ohev et otha (to male)
41 Hiligaynon - Guina higugma ko ikaw
42 Hindi - Hum Tumhe Pyar Karte hai
43 Hmong - Kuv hlub koj
44 Hopi - Nu' umi unangwa'ta
45 Hungarian - Szeretlek
46 Icelandic - E.g. Elska tig
47 Ilonggo - Palangga ko ikaw
48 Indonesian - Saya cinta padamu
49 Inuit - Negligevapse
50 Irish - Taim I ngra leat
51 Italian - It amo
52 Japanese - Aishiteru
53 Kannada - Naanu ninna preetisuttene
54 Kapampangan - Kaluguran daka
55 Kiswahili - Nakupenda
56 Konkani - Tu magel moga cho
57 Korean - Sarang Heyo
58 Latin - Te amo
59 Latvian - Es tevi miilu
60 Lebanese - Bahibak
61 Lithuanian - Tave myliu
62 Malay - Saya cintakan mu / Aku cinta padamu
63 Malayalam - Njan Ninne Premikunnu
64 Mandarin Chinese - Wo AI in
65 Marathi - Me tula prem karto
66 Mohawk - Kanbhik
67 Moroccan - Ana moajaba bik
68 Nahuatl - In mits neki
69 Navaho - Ayor anosh'ni
70 Norwegian - Jeg Elsker Deg
71 Pandacan - Syota na Kita!!
72 Pangasinan - Inaru Taka
73 Papiamento - Mi at stimabo
74 Persian - Doo-set daaram
75 Pig Latin - Iay ovlay ouyay
76 Polish - Kocham Ciebie
77 Portuguese - Eu te amo
78 Romanian - Te ubesk
79 Roman Numerals - 333
80 Russian - Ya tebya liubliu
81 Scot Gaelic - Tha gra\dh agam ort
82 Serbian - Volim te
83 Setswana - Ke a go rata
84 Sign Language - (represents position of fingers when signing'I Love You')
85 Sindhi - Maa tokhe pyar kendo ahyan
86 Sioux - Techihhila
87 Slovak - Lu`bim at
88 Slovenian - Ljubim te
89 Spanish - Te quiero / Te amo
90 Swahili - Ninapenda wewe
91 Swedish - Jag alskar dig
92 Swiss-German - Ich lieb Di
93 Tagalog - Mahal Kita
94 Taiwanese - Wa Ga ei li
95 Tahitian - Ua Here Vau Ia Oe
96 Tamil - Nan unnai kathalikaraen
97 Telugu - Nenu ninnu premistunnanu
98 Thai - Chan rak khun (to male)
99 Thai - Phom rak khun (to female)
100 Turkish - Seni Seviyorum
101 Ukrainian - Ya tebe kahayu
102 Urdu - mai aap say pyaar karta hoo
103 Vietnamese - Anh ye^u em (to female)
104 Vietnamese - Em ye^u anh (to male)
105 Welsh - 'Rwy'n dy garu
106 Yiddish - Ikh hob dikh
107 Yoruba - Mo in few..e...

 

نتیجه گیری:

مهم اشقه که می مونه عزیزانم.....

 

.............................................................................................................. 

از اونجایی که می دونم پستای احساسی باب میل مدیر محترم و دوستان نیست و در زمینه هایی  به جز علم و پژوهش سررشته و علاقه ای ندارن، اینم واسه اوشون می ذارم که ایشونم بی بهره نمونن.

 

 

همه‌ي دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم‌باشك بازي كن

ند. از بخت بد اينشتين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن

نيوتن فقط يك مربع 1متري روي زمين مي‌كشد و داخل آن روبروي اينشتين مي‌ايستد. اينشتين مي‌شمرد

1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100

او چشمانش را باز مي‌كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است. اينشتين مي‌گويد

"سوك‌سوك نيوتن!!" نيوتن انكار مي‌كند و مي‌گويد نيوتن سوك‌سوك نشده است. او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست.  تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگون او ثابت مي‌كند كه نيوتن نيست. نيوتن مي‌گويد: "من در يك مربع يه مساحت 1متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است،

من پاسكال هستم، پس"سوك‌سوك پاسكال

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 23:54  توسط ترانه  |