صبح بخور
ظهر بخواب
شب بمیر
-----------
یک، دو، سه، پنج
چهار گم شده است
----------------
چشمانت شعبده ی رویاست
و دستانت...
دروازه ورود حسی عمیق به قلب خلوتم
----------
مگسه پرید
رو قندم نشست
قندو با چای دادم پایین
------------
وقتی نتیجه ها اومد
فهمیدم یک سال دیگه از عمرم
رفت
-----------
آسمون آبیه، خونمون آجریه
کش سرم صورتیه
اما رنگ زندگیمو هیچکی نمیدونه
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:2  توسط فروزان
|
