محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی احساس بود و در حقیقت نفرتم به تو
روز به روز زیادتر میشود و هر چه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم اشکار میگرد.
در قلب خود احساس میکنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچ گاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقات هایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را اشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی خواهم گزراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچ گاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم انچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت: که دارای
لطف و حرارت می باشد. بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متنفر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم.
اگه میخوای بدونی که راز این نامه چی بود؟ نامه رو ۱ بار دیگه ۱ خط در میون بخون.
دوستون دارم باااااااااااااااای![]()
![]()
![]()
(ببخشید دیر دیر آپ می کنم)
