تبليغاتX
بچه های گل بروجرد

بچه های گل بروجرد

دلم همچون آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض چشمانم بشکند....

************ ***

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت.....
 

************ ***
نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوری ؟
تو که نمی بینی . ــ نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟
ــ نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم
 

************ ***

به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمی مرا دارند به اسمان گفتم پاكیت را به من بده گفت چشمانش پاكی مرا دارند از دریا بزرگی و ارامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه اقیانوس است و ارامشت نیز.در مقابل دستان گرمت پاكی نگاهت و بزرگی و ارامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم كنن جز قلبی كه به عشق تو می تپد.
************ ***

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر ، یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی
 

************ ***

گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم!
 

************ ***
*
ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز را فراموش می کردم.
 

************ ***

* تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است..
 

************ ***

*در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايس

************ ***

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:41  توسط محمد  | 

آســـیاب آدم خردکن در جهنم

«
در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند  مثل آرد  خرد می کند و بیرون می ریزد دوباره آنان به حالت اول بر می گردند  باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد . بعضی از افراد مخصوص این آسیاب  ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند  و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند و بیت المال را حیف و میل می نمایند »۱

۱) خصال ج ۲ ص ۱۴۲  نهج البلاغه  خطبه ۱۶۴



غاری از آتش در جهنم
در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود : « در جهنم غاری از آتش است که اهل جهنم از آن غار به خدا پناه می برند و این غار مخصوص متکبران است. »۱

۱) کفایه  مبحث نار

 

آســـان ترین عذاب جهنم

آسان ترین عذاب جهنم این است که یک جفت نعل از آتش بر پای او می زنند که از شدت حرارت آن نعلها ٬ مغز سرش می جوشد. مانند آتشی است که زیر دیگ روشن کنند و آب در دیگ به جوش آید . و او خیال می کند که عذاب او از عذاب همه اهل جهنم شدیدتر است در حالی که عذاب او از همه عذابها سبکتر و خفیف تر می باشد.۱

۱) بحار  مبحث نار



چــــاهی در کوه سکران

پیامبر اکرم (ص) فرمود : « در جهنم کوهی است که به آن کوه سکران می گویند (هر کس آن کوه را ببیند از شدت عذابش مست لایعقل و از خود بی خود می شود ) در زیر آن کوه  یک وادی است که غضبان نام دارد و در آن وادی  چاهی است که به اندازه صد سال راه  عمق دارد و در آن چاه تابوتهایی از آتش است و در آن تابوتها صندوقهایی از آتش می باشد و در داخل آن صندوقها  لباسها و غل و زنجیرهایی از آتش است ( که جای گروههایی از اهل جهنم اینجاستپناه بر خدا ) »۱

۱) امالی صدوق  ص۱۹



آتش در حال جوشیدن
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « روزی جبرئیل بر من نازل شد در حالی که رنگش پریده بود  پرسیدم چرا رنگت پریده؟ گفت: به جهنم نگاه کردم  دیدم یک وادی در جهنم است که آتش آن می جوشد  از خازن جهنم پرسیدم که این وادی برای چه کسانی است؟ گفت : برای سه طایفه: ۱-متکبران ۲-قوادها که واسطه حرام بین دو نفر هستند  ۳-شرابخواران »۱

۱) کفایه  مبحث نار



رویـــــای صادقی از آتش جهنم
جناب سید حسین فاطمی به نقل از حجت الاسلام زهرایی نقل می کند:شبی در عالم رویا دیدم که روز قیامت بر پا شده و مرا به همراه عده زیادی از مردم که به صورت یک صف طویل بودیم به سمت جهنم می برند. زمین زیر پای ما به صورت پله برقی حرکت می کرد و ما را به طرف دوزخ حرکت می داد و مردم دسته دسته در جهنم سرنگون می شدند. به طرف چپ نگاه کردم دیدم یک باغ بسیار سرسبز و خرم است که با نرده هایی که اطراف آن است از ما جدا می شود و پدرم در آن باغ زیر درختان قدم می زند. هر چه او را صدا زدم و فریاد کردم ابدا توجهی نمی کرد و من هم به سمت دوزخ نزدیک و نزدیکتر می شدم. من یکباره فریاد زدم پدر! تو را به جدت زهرا (ع) مرا دریاب. به محض اینکه نام حضرت زهرا(ع) را گفتم زمین از حرکت ایستاد و من بر لبه پرتگاه جهنم توقف کردم و من به درون گودال جهنم سقوط نکردم ولی حرارت آتش صورت مرا سوزاند.دست به صورتم گذاشتم دیدم دستم هم سوخت٬ در این هنگام نعره ای کشیدم و متوجه شدم همسرم مرا بیدار کرد و گفت چه خبره؟ چرا در خواب داد و فریاد می کنی ؟ گفتم: چراغها را روشن کن و همسرم در صورت من نگاه کرد با تعجب گفت : چرا صورت شما سوخته ؟ من جریان را برایش نقل کردم. فردا به پزشک مراجعه کردم و پزشک پماد سوختگی برای من نوشت  گفتم : شما به عنوان یک پزشک تایید می کنید که صورت و دست من سوخته است؟! وقتی خوابم را برای او نقل کردم او با حالت ناباوری گفت : آقا جان شما سوخته ای و من هم برایت پماد سوختگی نوشته ام. سید حسین فاطمی اضافه کردند که مدتها از این پماد استفاده کردم تا خوب شدم. ۱

۱) در کوی بی نشانها  ص ۱۱۲



مـــــارهای جهنم
«
جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است و در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شقه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیشهای آنها به اندازه درخت خرماست.این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشتهای بدن ایشان را متلاشی می کنند . اهل عذاب با مشاهده این مارها به نهرهایی از آتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو‌ء از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند. این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها می افتند ۷۰ جریف پایین می روند و هر جریفی ۷۰ سال راه است. ۱»

۱) کفایة الموحدین ـ مبحث جهنم



چــــاه فلق در جهنم
فلق چاهی است در جهنم که اهل جهنم از شدت حرارت و خوف و ترس آن چاه به خداوند پناه می برند. این چاه از خداوند اذن خواست که نفس بکشد خداوند هم به آن اذن داد ، وقتی نفس کشید جهنم پر از آتش شد .
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است : در جهنم یک وادی از آتش است که اهل جهنم از حرارت آن روزی ۷۰ هزار بار به خداوند پناه می برند . و در آن وادی ، اتاقی از آتش است و در آن اتاق ، چاهی از آتش است و در داخل آن چاه ، تابوتی از آتش است و در داخل آن تابوت ، ماری از آتش است که ۱۰۰۰ نیش دارد و طول هر نیش آن ۵۰۰ متر است ، و لذا خداوند به پیامبر می فرماید : بگو پناه می برم به آفریدگار فلق.
یک طایفه از کسانی که اهل این چاه هستند ، شرابخواران می باشند.
«
فلق یعنی صدع ، صدع به معنای سوراخ در یک چیز سفت و محکم است و مراد این است که در جهنم ، چاهی است که در آن ۷۰ هزار خانه است و در هر خانه ۷۰ هزار اتاق است و در هر اتاق ۷۰ هزار سیاهی است و در هر سیاهی ۷۰ هزار ظرف سم است که همه اهل جهنم باید از اینجا عبور کنند.۱»

۱) بحار ـ ج۸ ـ مبحث جهنم ـ کفایه الموحدین ـ مبحث نار

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 10:42  توسط محمد  | 

لري پيج و سرگي برين (Sergey Brin - Larry Page) دو دانشجوي دكتراي دانشگاه استنفورد، هفتم سپتامبر 1998 گوگل را ثبت كردند.
آنها همزمان با شروع سال 1996 كار روي پروژه دكتراي خود را آغاز كرده بودند، پروژه‌اي كه قرار بود در آن موتور جستجوي اينترنتي طراحي شود كه با روش‌هاي جديد جستجو دقت را بالا ببرد.
پيش از پيدايش گوگل، منطق موتورهاي جستجوي اينترنتي اين‌گونه بود كه سايت‌هاي مرتبط را با توجه به تعداد تكرار كلمات مورد جستجو مي‌يافتند.
آلري پيج و سرگي برين، نام خودماني پروژه خود را "BackRub" گذاشته بودند زيرا موتور جستجوگر آنها لينك‌هاي پشتيباني سايت‌ها را بررسي مي‌كرد و بر همان مبنا ميزان اهميت آنها را در نتايج جستجو تعيين مي‌كرد. البته در همان زمان يك سايت كوچك ديگر هم با روشي مشابه كار مي‌كرد. سايتي با نام RankDex.
موتور جستجوگر آنها ابتدا با دامنه google.stanford.edu استفاده مي‌شد. اين دو دوست و همكار در 14 سپتامبر سال 1977 دامنه google.com را ثبت كردند.
آنها در هفتم سپتامبر سال 1998 كمپاني گوگل را ثبت كردند. سرمايه اوليه شركت آنها به يك ميليون دلار مي‌رسيد.
در ماه مارس سال 1999 كمپاني‌ كه دفترش در گاراژ يكي از دوستان در "منلو پارك" بود، به دفتري در خيابان 165 دانشگاه در "پالو آلتو" منتقل شد. در همان سال 1999 با بالا گرفتن كار كمپاني، شركت به ساختمان كنوني گوگل منتقل شد.
اين ساختمان مجموعه‌اي از چند ساختمان است كه امروزه با نام Googleplex شناخته مي‌شود. اين نام خود بازي با كلمات است. Googolplex نامي‌است كه به عدد 10 به توان 10 به توان 100 داده‌اند. در عين حال به دو كلمه google و complex هم مي‌تواند اشاره كند.
افزايش تعدا كاربران اينترنتي سود زيادي را عايد گوگل كرد. كاربران جذب طراحي ساده، بدون پيچيدگي و تميز آن شدند. البته طراحي سايت، كپي از يك موتور جستجوگر ديگر با نام Altavista بود اما به همراه روش منحصربفرد گوگل در جست‌و‌جو.
در سال 2000 ميلادي گوگل فروش تبليغات همراه كلمات كليدي را آغاز كرد. در اين روش، گوگل به ازاي هر كليكي كه روي سايت مي‌شود، 0.05 دلار مي‌گيرد. البته اين ميزان بسته به كلمه كليدي افزايش مي‌يابد.
نكته مهم در اين تبليغات اين است كه به صورت متن هستند زيرا گوگل نمي‌خواست به طراحي ساده و بي‌شيله پيله سايت آسيبي وارد شود. همچنين اين كار سرعت بارگذاري سايت را هم كم نمي‌كند.
با گسترش تعداد كاربراني كه از گوگل به عنوان موتور جستجو استفاده مي‌كردند، رقابت گوگل هم با كمپاني‌هاي جريان اصلي كامپيوتر آغاز شد. نمونه اين رقابت‌ها رقابت گوگل با شركت مايكروسافت است.
كم‌كم گوگل گستره فعاليت‌هايش را به دنياي خارج از اينترنت و به دنياي راديو و مطبوعات كاغذي هم كشاند. در 17 ژانويه سال 2006، كمپاني گوگل اعلام كرد كه يك شركت تبليغات راديويي را با نام dMarc خريداري كرده‌است. شركتي كه سيستم خودكاري براي آگهي دادن در راديو طراحي كرده است.
گوگل همچنين فروش تبليغات به روزنامه‌ها و مجلات را هم تجربه كرد. نخستين تجربه اين چنيني گوگل در روزنامه شيكاگو سان تريبيون بود كه فضاهايي را كه براي تبليغات در نظر گرفته شده بود اما تبليغي براي آن نيامده بود؛ پر مي‌كرد.

رفاه در شركت گوگل
اين روزها كار كردن در كمپاني گوگل به شغلي رويايي تبديل شده است. داستان‌هايي كه از كيفيت خدمات ارائه شده به كارمندان در اين شركت گفته مي‌شود، سبب شده سالانه تعداد زيادي از افراد در سراسر دنيا روياي كار كردن براي اين شركت را در سر بپرورانند.
حقوق كاركنان گوگل پايين است. حقوق متوسط يك مدير شبكه در اين شركت 33 تا 40 هزار دلار در سال است كه نسبت به حقوق‌هاي مشابه پايين محسوب مي‌شود. اما آنچه منبع درآمد اصلي كاركنان گوگل محسوب مي‌شود، سهام گوگل است.
ارزش سهام گوگل بالاست و در اين سال‌ها هم رشد زيادي داشته است. در سال 2004 بنيانگذاران گوگل، سرگي برين و لري پيج اعلام كردند كه حقوق سالانه آنها از شركت يك دلار خواهد بود. «اريك اشميت»، مدير شركت نيز چنين حقوقي را درخواست كرد.
در سال 2005 مجله فوربس اعلام كرد سرگي برين با 14.1 ميليارد دلار و لري پيج با 14 ميليارد دلار دوازدهمين و سيزدهمين افراد پولدار در آمريكا هستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:31  توسط رامین  | 

 

 

دستها... !

 

 

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه .
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه .
بستگی داره تو دست کی باشه .

-----------------------------

 

یک توپ بیسبال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه .
یک توپ بیسبال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه
.
بستگی داره تو دست کی باشه .

-----------------------------

 

یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه
.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-----------------------------

 

یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه
.
بستگی داره تو دست کی باشه
.

-----------------------------

 

یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده
.
بستگی داره تو دست کی باشه
.

-----------------------------

 

دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه .
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه.
بستگی داره تو دست کی باشه
.

-----------------------------

 

همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه .
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون...
بستگی داره تو دست کی باشه
.

-----------------------------

 

این پیام تو دستای توست .
باهاش چی کار می کنی؟

بستگی داره تو دستای کی باشه !

لبخند بزن، روز خوبی داشته باشی !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 5:36  توسط فروزان  |