تبليغاتX
بچه های گل بروجرد

بچه های گل بروجرد

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10:37  توسط محمد  | 

ببخشید دوستان این چند وقته نتو نستم آپ کنم

خداییش خیلی کار داشتم.

به آقا نویدم تبریک میگم ببینم میتونه از عهده اصفهانی ها بر بیاد یا نه...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10:36  توسط محمد  | 

آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند ، بيدار کنيدش که شبي خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خويش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 11:56  توسط رامین  |